تبليغاتX
من ...و ماه ...و فرشته...
دوست خوب ابتدای کمال است ودوست بد انتهای زوال...
از دیده به جای اشک خون می آید

دل خون شده از دیده برون می آید

دل خون شده از این غصه که از قصه ی عشق

می دید که آهنگ جنون می آید

می رفت و دو چشم انتظارم برراه

کان عمر که رفته باز چون می آید؟

بالاله گفت حال ما راکه چنین

دل سوخته وغرقه به خون می آید

کوتاه کن این قصه جانسوز ای شمع

کز صحبت تو بوی جنون می آید...بوی جنون می آید...

********************************************************

از همون دکتر علی شریعتی عزیز...

**********************************************************

دستامون اگه از هم دیگه دور بمونه...

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 16:38  توسط من...(م/منتظر...(ماه... / فرشته....) | 
ماه من غصه چرا؟

آسمان را بنگر/ که هنوز بعد صدها شب و روز

مثل آن روز نخست

گرم وآبی و پر از مهر/به ما می خندد

یا زمینی را که دلش از سردی شبهای خزان

نه شکست ونگرفت

بلکه از عاطفه لبریز شد و

نفسی از سر امید کشید

ودر آغاز بهار/دشتی از یاس سپید

زیر پاهامان ریخت

تا بگوید که هنوز/پر امنیت واحساس خداست

ماه من غصه چرا؟

تو مرا داری و من

هر شب وروز

آرزویم همه خوشبختی توست

ماه من/ دل به غم دادان وازیاس سخن ها گفتن

کار آنهای نیست/ که خدا را دارند...

ماه من غم واندوه

اگر روزی هم مثل باران بارید

یا دل شیشه ات/از لب پنجره عشق زمین خورد وشکست

با نگاهت به خدا چتر شاذی وا کن

وبگو با دل خود که خدا هست خدا هست

او همانی است که در تاریکترین لحظه شب/ راه نورانی امید

نشانم می داد...

او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد همه زندگی ام غرق شادی باشد

ماه من

غصه اگر هست بگو تا باشد

معنی خوشبختی

بودن اندوه است

این همه غصه وغم/ این همه شادی وشور

چه بخواهی وچه نه میوه یک باغند

همه را با هم با عشق بچین...

ولی از یاد مبر

پشت هر کوه بلند/سبزه زاری پیداست پر از یاد خدا

وذر آن باز کسی می خواند

که خدا هست /خدا هست

و چرا؟غصه چرا؟؟

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 12:2  توسط من...(م/منتظر...(ماه... / فرشته....) | 
سلام:

انگاری یه خورده دیر رسیدم تا ما پرچم خوش امومد در خونه زهرای عزیز نزده بودیم

ایشون زودتر اومدون خوب هر چی باشه فرشته ها کارشون درسته

*******************************************************

 

فرشته بامعرفت ورودت رو از حریم عشق مکه معظمه ومدینه منوره به شما وخانواده خوبتون تبریک

میگم نگفتم مگه  لیاقت شما بیشتر از این حرفاست می تونین یک کم از اونجا برام بگین

آخه دلم همش تو این مدت که نبودین هوای اونجا رو کرده بود

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 22:47  توسط من...(م/منتظر...(ماه... / فرشته....) | 

سلام عاشقان علی...

دستان پدر همه پسرها مثل حسن وحسین و...

دستان پدر همه دختر ها مثل زهرا وفاطمه را می بوسم...

+ نوشته شده در  شنبه ششم مرداد 1386ساعت 11:49  توسط من...(م/منتظر...(ماه... / فرشته....) | 

دوستان خوبم سلام:

فرشته مهربون خدا زهرای عزیز دوستی رفتش خونه خدا

تا خستگی هاشو بگیره

تا نفس تازه کنه

تا صفا کنه

تا با خدای خودش عشق بازی کنه

شما هم واسش دعا کنین

هر چند خودش یه فرشتس

دوستان خوبم  من هم به احترام ایشون وتا روز برگشتشون از خونه خدا

 بجز شب ولادت مولا امیرالموئمنین (ع)هیچ پست جدیدی در هیچکدام از وبهایم نخواهم داشت

پست جدید هم در رابطه با برگشت ایشون از خونه خداست

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 17:11  توسط من...(م/منتظر...(ماه... / فرشته....) | 

میگن امشب اولین جمعه ماه قشنگ رجب شب لیله الرقائبه...

یعنی شب قشنگ آرزوها...

فرشته جون...

دوست گلم...

آرزو کنید...

واسه همه...

 واسه خودتون...

واسه من ناچیز...

آرزو مند آرزوهاتون...

مجید

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 15:15  توسط من...(م/منتظر...(ماه... / فرشته....) | 
به تیغم گر کشد دستش نگیرم

وگر تیرم زند منت پذیرم

کمان ابرویت را گو بزن تیر

که پیش دست وبازویت بمیرم...

تقدیم به فرشته...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 11:54  توسط من...(م/منتظر...(ماه... / فرشته....) | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 16:31  توسط من...(م/منتظر...(ماه... / فرشته....) | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 23:47  توسط من...(م/منتظر...(ماه... / فرشته....) | 
 

رشته من رشته ناب ونکوست

رشته الفت کهEnd آزروست

من خودم تعیین نکردم رشته را

رشته ای بر گردنم افکنده دوست...

از ماهنامه دختران-آبانماه ۸۵

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 23:25  توسط | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
دوستان گلم سلام من مجیدم از دیار خورشید خراسان شمالی
از اسفراین
خرابه ای بیش نیست
مال من...
و یکی مثل یه ماه که هم می تابه تا خونه خاموش نمونه...
وهمون یکی مثل یه فرشته...
که با نزول آیه هاش جون می گیرم...
ماه وفرشته یه نفرن...
می خوام خرابه هارو را با فرشته آباد کنم...
وچراغو روشن کنیم...
رد پاتون رو از الان احساس می کنیم...
شما مهمون نیستین...
میزبانی کنید...
عزیز دل به خونه آسمونی خوش اومدی...

نوشته های پیشین
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
نویسندگان
من...(م/منتظر...(ماه... / فرشته....)
من...(م/منتظر...(ماه... / فرشته....)
پیوندها
به صرف یک فنجان زندگی...
دل نوشته های2
گریه کن تا دلت سبک بشه...
تمنا ها ودل نوشته های من..
انتشارات نوآور
شب مهتابی...
کلبه تنهایی من...
قلی یخی من وآتیش عشق تو...
دانلودستان...
ستاره شهر...
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

JavaScript Codes